
اينك منم آن طفل دور مانده گم گشته
آن خردسال كودك سرگشته
اي مادر عزيز همه عالم
كو مهربار دامن پاكت؟ كو؟
وقتی می بینی (به قول یکی از بچه ها)تحلیل یک راننده تاکسی از سیاست امروز جامعه از دانشجویی که ادعای سیاستش می شود پخته تر است چه توقعی از دانشجو بایستی داشته باشیم
وقتی دانشجو حرف های دروغ دیگران را طوطی وار تکرار می کند و یا تحلیل خودش که خالی از سند و مدرک است را ارایه می دهد و بر آن پافشاری می کند و حرف های دیگران را قبول نمی کند چه توقعی می توان از د انشجوی این مملکت داشت.
دیشب به روزنامه ها سری می زدم که ببینم تیتر امروزشان را چه مطلبی پر کرده،
ایران. اعتماد ملی. کیهان .اعتماد تا اینکه رسیدم به تیتر وطن امروز :
فعالیت كميته دروغ پردازي انتخاباتي آغاز شد
دلم برای خودم و مملکتم سوخت.
حالا برویم سراغ مطلب اصلی که می خواستم بنویسم:
قاعده اش این است که انتخابات( آنهم انتخابات ریاست جمهوری) باعث رشد و بلوغ سیاسی مردم شود یعنی مردم بیشتر احزاب را بشناسند ،از روابط و اهداف آنها بدانند و خلا صه بیشتر از سیاست بلد شوند اما مگر دروغ و تهمت در کشور ما می گذارد.
انقدر فضا را زشت کرده اند که آدمی بایست ایمانش را پشت در بگذارد سپس وارد این بحث های سیاسی شود .
در انتخابات ما اخلاق ذبح می شود . تخریب نامزد رقیب ارجح بر گفتن نقاط قوت نامزد محبوب خودمان است ، هدف این است که کاندیدای مورد نظر من رای بیاورد و دیگر هیچ ...
یعنی همان رویه ماکیاولیستی که در حکومت دینی مثل ما همه آن را رد می کنند اما در عمل بعضا به آن وفادارند .هیچ کس نیست بگوید حالا میر حسین ، احمدی نژاد . و هرکس دیگر، امروز میآید و فردا ، پس فردا هم می رود (گرچه می دانم که تاثیر شان سالهای سال می ماند ) اما آن گندی که ما به اخلاق زده ایم چه می شود. آخر می دانی من. تو. احمدی نژاد. میرحسین .کروبی . رضایی و ... (جمیعا) رفتنی هستیم و اخلاق ماندنی و تنها اخلاق است که می ماند.